سنی نیوز:یک دانشمند ژاپنی کشف کرده است که آب زمزم دارای خصوصیات منحصر به فردی است که در آبهای معمولی دیگر یافت نمی شود. به گزارش «تقریب»، دکتر “مساروا ایموتو”، دانشمند ژاپنی تأکید کرد: تحقیقات علمی بسیاری که به وسیلة تکنولوژی نانو بر روی آب زمزم انجام شده است، نشان می دهد هیچ یک از خواص این آب قابل تغییر نیست و اگر یک قطره از آب زمزم به ۱۰۰۰ قطره از آبهای معمولی اضافه شود، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد.
این دانشمند تحقیقات بسیاری را بر روی آب زمزم انجام داده و به این نتیجه رسیده است که آب زمزم، آبی با برکت و منحصر به فرد است و بلورهای آن شبیه هیچ آب دیگری نیست و به هیچ وجه خواص آن تغییر نمی کند.
وی که پایه گذار نظریه تبلور ذرات آب است، می گوید: جملة “بسم الله الرحمن الرحیم” که در قرآن کریم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتدای کارهای خود یا در هنگام غذاخوردن و یا موقع خواب بر زبان می آورند، تأثیر عجیبی بر بلورهای آب دارد.
به گزارش سایت محیط، وی می افزاید: زمانی که بسم الله الرحمن الرحیم گفته می شود، تغییرات عجیبی در بلورهای آب رخ داده و آنها بسیار زیباتر می شوند، لذا می توان با گذاشتن کاستی از تلاوت قرآن کریم در کنار آب، آن را زیباتر و با صفاتر نمود.
منبع: سنی نیوز.
متن عربی این خبر در نشریه عکاظ.
تصویری از دکتر ماسارو ایموتو:
سلام.من این قضیه تاثیر روی بلورها رو شنیده بودم یکی از همکلاسی هام تصاویرش رو آورده بود تو کنفرانسش نشون داد.ببخشین دیر اومدم.خیلی گرفتار بودم.
خواهش میکنم دکتر
میسی بابت کامنت
خیلی از این جمله تون خوشم اومد
*شیشه با هر بار شکستن تیزتر میشود* قشنگ بود میسی
خواهش میکنم
این جمله رو سال دوم راهنمایی معلم حرفه وفن برامون گفت از اون زمان توذهنم مونده
بابا دست از این حرفا وردار!!
هر آبی برای خودش منحصر به فرده حتی آب معدنی دماوند!!!
این فرق میکنه....................................
و این جالبه که ۳/۲ بدن انسان آبه و تاثیر نماز و قرآن بر روی سیستم بدن رو هم میشه فهمید ...وقتی بلورهای آب بدن درست و زیبا شده باشن تاثیرات رفتاری درستی رو هم خواهیم داشت ...مرسی
اینو شنیده نبودم ممنون اره دیگه اگه دوسوم بدن ابه پس همینطوره
دوقسمتی می فرستم.فقط یک پست بود دیگه؟یا چند تا بود؟
.-استراتژی صنعتی شدن
در این استراتژی نیز همچون استراتژی قبلی تاکید بر رشد است اما ابزار دستیابی به رشد ، گسترش سریع بخش صنعت است. برخلاف استراتژی پولی ، توجه بی واسطه معطوف به کارایی کوتاه مدت در تخصیص منابع نیست بلکه شتاب نرخ کلی رشد تولید ناخالص داخلی مورد توجه است. این امر از سه طریق حاصل می شود: (1) تولید کالاهای مصرفی صنعتی عمدتاَ برای بازارهای داخلی(پشت دیوارهای بلند تعرفه ای)،(2) تاکید برتوسعه صنایع تولیدکننده کالاهای سرمایه ای(معمولاَ تحت اداره وهدایت دولت)،(3) سمت گیری سنجیده بخش صنعت به سمت صادرات(ترکیبی از برنامه ریزی ارشادی و کمک های مستقیم وغیر مستقیم دولتی).
استراتژی های صنعتی کردن در عمل مایل به بالابردن سطح تشکیل سرمایه ، دستیابی به فناوری های نوین( که اغلب سرمایه بر هم هستند) وبه دنبال آن ترغیب رشد چه منطقه شهری بزرگ هستند. گسترش شهرنشینی و در پیش گرفتن استراتژی صنعتی شدن به همراه هم روی می دهند. دخالت های دولت در تعقیب اهداف غالباَ زیاد است اما شکل آن وابسته به انتخاب یکی از سه طریق فوق است. در واقع از دخالت دولت حمایت می شود با این توجیه که موجب رشد سریع تر می شود. این دخالت با هدف بالابردن سطح تولید طراحی می گردد، نه به خاطر افزایش کارآیی تخصیص منابع یا تغییر توزیع درآمد وثروت به نفع گروه های کم درآمد.
فرضیه اساسی این است که میزان پس انداز تابعی صعودی از سطح درآمد خانوار است و از این رو هرچه درجه نابرابری بیشتر باشد،سطح پس اندازهای کل بیشتر خواهد بود یعنی تحت این استراتژی به توزیع این درآمد به عنوان ابزاری نگریسته می شود که هدف آن توزیع درآمد به سوی گروه های متمایل به پس انداز بالااست. اعتقاد نیز بر این است که این روش سرمایه گزاری آسان تر تامین مالی می شود ورشد شتاب خواهد گرفت و در نهایت فقرا از این فرایند منتفع خواهند شد(زمانی که ثمرات رشد پخش شود وبه سمت فقرا باز گردد)
4.-استراتژی انقلاب سبز
کانون توجه این استراتژی رشد کشاورزی است.یکی از اهداف این استراتژی افزایش عرضه غذا(بویژه غلات وحبوبات) به عنوان مهمترین کالاهای دستمزدی است. عرضه فراوان این محصولات قیمت نسبی غذا را کاهش داده و در نتیجه باعث کاهش هزینه های پایه کار خواهد شد. هزینه های پایین تر هر واحدکار،باعث افزایش سطح عمومی سود در فعالیتهای غیر کشاورزی شده واین امر باعث افزایش پس اندازها،سرمایه گزاری ونرخ بالاتر رشد همه جانبه خواهد شد.
دومین هدف این استراتژی،کمک مستقیم به صنعت است(بویژه صنایعی که در مناطق روستایی قرار دارند) که ازطریق برانگیزاندن تقاضا برای نهادهای کشاورزی،کالاهای سرمایه ای واسطه ای(کود تلمبه آبیاری،مواد ساختمانی)و بوسیله ایجاد یک بازار بزرگتر برای کالاهای مصرفی ساده که در حومه شهرها مورد استفاده قرار می گیرند(دوچرخه،رادیو و..)صورت می گیرد.
بسیاری از این صنایع "کاربر" ترازصنایعی هستند که در استراتژی صنعتی شدن ترغیب وتوصیه می شوند وبه همین خاطر فرصت های اشتغال بیشتری را هم در مناطق روستایی و هم شهری ایجاد می کنند.پعامل کلیدی شتاب دهنده به رشد کشاورزی در مناطق روستایی،رشد فنی (فناورانه) است. تاکیدات مستقیم به نسبه کمتری روی تغییرات نهادی،اصطلاحات حق الاجاره ها،توزیع مجدد زمین یا مشارکت مستقیم وبسیج جمعیت روستایی می شود. در عوض،تاکیدات بیشتری روی تنوع محصولات اصلاح شده، استفاده بیشتر از کود شیمیایی ودیگر نهادهای جدید،سرمایه گزاری در سیستم آبیاری،تخقیقات کشاورزی بیشترو ارائه خدمات ترویجی واعتباری بهتراست.بنابراین این روش دارای سمت گیری فن سالارانه است.
هدف این عمده این استراتژی،کاهش فقر توده مردم از طرق مختلف است: اول اینکه تصور آن است فقرا مستقیماَ از فراوانی بیشتر غذا منتفع می شوند. دوم اینکه به خاطر افزایش تولیدات کشاورزی ،اشتغال بیشتری در کشاورزی به وجود خواهد آمد.سوم اینکه به خاطر کشش درآمدی،تقاضای بیشتری برای اقلام مصرفی غیرغذایی ایجاد می شود که باعث ایجاد مشاغل بیشتری در زمینه های غیرکشاورزی و صنایع شهری خواهد شد.چهارم اینکه بخاطر "کاربر" بدون فوق العاده این استراتژی،دستمزدهای واقعی هم در شهرها و هم در مناطق غیرشهری افزایش می یابد که این امر نهایتاَ منجر به توزیع برابرتر درآمد خواهد شد.
5.- استراتژی توزیع مجدد
می توان گفت این استراتژی از جایی آغاز می شود که استراتژی انقلاب سبز خاتمه می یابد،یعنی با هدف مستقیم بهبود توزیع مجدد درآمد وثروت. این استراتژی با اولویت دهی به ضوابطی که مستقیماَ گروههای کم درآمدتر را منتفع می سازد،برای برخورد رودررو با مسئله فقر طراحی شده است.سه رویکرد در این استراتژی وجود دارد:نخست تاکید بر ایجاد اشتغال بیشتر یا اشتغال زایی تولیدی بیشتر برای طبقات فقیر وزخمتکش. دوم:توزیع مجدد بخشی از درآمد اضافی حاصل از رشد کشور بین فقرا وسوم:اولویت دهی به تامین نیازهای اساسی(غذا،لباس،مسکن ،برنامه های بهداشتی وآموزش وپرورش ابتدایی ومتوسطه توسط دولت) که بطور ضمنی قدرت سیاسی واقتصادی بیشتری را در اختیار فقرا قرار می دهد.تصور غالب اینست که این استراتژی نیازمند توزیع مجدد دارایی های مولد(بویژه اصلاحات ارضی) است.بعلاوه بایستی مشارکت فقرا در اداره جامعه را افزایش داده وآنان را در قالب گروههای اجتماعی وسیاسی(فشار)سازماندهی کرد.
این استراتژی در واکنش نسبت به شکست استراتژی های رشدمحور در کاهش تعداد فقرا یا ارتقای سطح زندگی آنان ظهور نموده است.هدف اصلی این استراتژی بهبود توزیع درآمد وثروت از طریق مداخله مستقیم دولت است به عبارتی دیگر اولویت دهی به نیاز فقرا وایجاد جامعه ای عادلانه تر. این استراتژی شامل پنج عنصر است:
1.- توزیع مجدد دارایی های اولیه(عمومی)
2.- ایجاد نهادهای محلی برای جلب مشارکت مردم در فرایند توسعه
3.- سرمایه گزاری فراوان وسنگین در سرمایه انسانی کشور
4.- یک الگوی اشتغالزای توسعه
5.- رشد سریع وپایدار درآمد سرانه کشور
بعلاوه باید گفت که برخلاف استراتژی پولی وصنعتی کردن، فرض طرفداران استراتژی توزیع مجدد اینست که لزوماَ تضاد یا ارتباطی مابین سیاستهای توزیع عادلانه تر درآمد ثروت در جامعه با سیاستهای شتاب بخشی به رشد وجود ندارد.
6.- استراتژی سوسیالیستی توسعه
وجه تمایز این استراتژی با دیگر استراتژی ها در کمرنگ بودن نقش مالکیت خصوصی تولید است. تقریباَ تمامی شرکتهای بزرگ،دولتی هستند وشرکتهای کوچک ومتوسط می توانند بر اساس اصول تعاونی ها سازماندهی گردند وبه فعالیت بپردازند. مالکیت خصوصی تنها در کسب وکارهای کوچک(خدماتی یا فروشگاهی)وجود دارد. در کشاورزی نیز مزارع دولتی ،اشتراکی،تعاونی وجمعی وجود دارد. هرچند در برخی کشورها همچون چین ،زمینی که مالکیت جمعی دارد منفردا توسط خانوارهای روستایی مورد کشت قرار می گیرد.
مالکیت دولتی واشتراکی دارایی های مولد معمولاَ با برنامه ریزی متمرکز فعالیتهای اقتصادی همراه است. از بعد تاریخی اکثر برنامه ریزی ها برحسب کالاها واجناس انجام می شود(سهمیه ها و کنترل های مقداری ابزار سیاستی اصلی هستند). اما برخی تجربیات جدید نیز وجود داشته است که در آنها به جای هدفهای مقداری، از قیمت ها برای هدایت اقتصاد استفاده شده است
ایول ایول
دکتر مرسی شدید